____[The Forbidden Crossing]____
تـقـاطـع مـمـنـوعـه⁵⁷
ویو فردا صبح رایا:
با حس سردرد شدیدی از خواب بیدار شدم...
-پوففف چرا اینقدر سرم درد میکنه؟
رفتم دستشویی و مسواک زدم
بعدم موهامو شونه کردم و گوجه ای بالای سرم بستم و از اتاق بیرون رفتم
کوک بر خلاف همیشه سر میز صبحونه نشسته بود و داشت صبحونه میخورد
-چه عجببببب
یکی زود بیدار شده
+خب میخوام تمام استفاده از زمان رو ببرم
-استفاده از چی؟
کمی سرشو نزدیک صورتم کرد و با لحن شیطونی گفت:
+تنها بودن با تو
صورتم داغ شد..
و عین لبو سرخ شدم
و دستپاچه گفتم:
-چ...چی میگی
بیخیال شونه ای بالای انداخت و بقیه صبحونشو خورد
منم پشت میز نشستم و شروع کردم به صبحونه خوردن
بعد از تموم شدن صبحونه گفتم:
-امروز میخوام برم پیست حوصلم سر رفت تو خونه
+نه
-چرا اونوقت؟
+دفعه قبلی رو یادت نمیاد دوباره میخوای گیر جک بیفتیم؟
-اولا بیفتیم نه، بیفتم، چون جناب عالی مثل کنه دنبال من راه نمیفتی، دوما مری بهم گفت بعد از اینکه شکست خورده اصلا توی پیست پیداش نیست
+حالا شاید پیداش شد
-ایشش اصلا چرا دارم به تو میگم؟
خودم میرم
+هوففف باشه با هم میریم
-به همین خیال باششش
+خواهیم دید
منم بیخیال شونه ای بالا انداختم و از صندلی بلند شدم و رفتم سمت اتاقم
و یه زنگ به مامانم زدم
-سلام به خانم تازه عروسسسس
(سلام عشق مننن
-خوش میگذره بدون من؟
(خیلیییی
-ایششش
(خب قشنگ مامان من برم فعلا
-باشه عزیزم خدافظ
و قطع کرد
حسابی خوشحال بود
منم از خوشحالی اون خوشحال بودم.
.....
بفرمااااا
امروز کرم نریختم جای حساس تموم نکردم😂
#رمان #فیک #تقاطع_ممنوعه #رایا #کوک #The_Forbidden_Crossing
ویو فردا صبح رایا:
با حس سردرد شدیدی از خواب بیدار شدم...
-پوففف چرا اینقدر سرم درد میکنه؟
رفتم دستشویی و مسواک زدم
بعدم موهامو شونه کردم و گوجه ای بالای سرم بستم و از اتاق بیرون رفتم
کوک بر خلاف همیشه سر میز صبحونه نشسته بود و داشت صبحونه میخورد
-چه عجببببب
یکی زود بیدار شده
+خب میخوام تمام استفاده از زمان رو ببرم
-استفاده از چی؟
کمی سرشو نزدیک صورتم کرد و با لحن شیطونی گفت:
+تنها بودن با تو
صورتم داغ شد..
و عین لبو سرخ شدم
و دستپاچه گفتم:
-چ...چی میگی
بیخیال شونه ای بالای انداخت و بقیه صبحونشو خورد
منم پشت میز نشستم و شروع کردم به صبحونه خوردن
بعد از تموم شدن صبحونه گفتم:
-امروز میخوام برم پیست حوصلم سر رفت تو خونه
+نه
-چرا اونوقت؟
+دفعه قبلی رو یادت نمیاد دوباره میخوای گیر جک بیفتیم؟
-اولا بیفتیم نه، بیفتم، چون جناب عالی مثل کنه دنبال من راه نمیفتی، دوما مری بهم گفت بعد از اینکه شکست خورده اصلا توی پیست پیداش نیست
+حالا شاید پیداش شد
-ایشش اصلا چرا دارم به تو میگم؟
خودم میرم
+هوففف باشه با هم میریم
-به همین خیال باششش
+خواهیم دید
منم بیخیال شونه ای بالا انداختم و از صندلی بلند شدم و رفتم سمت اتاقم
و یه زنگ به مامانم زدم
-سلام به خانم تازه عروسسسس
(سلام عشق مننن
-خوش میگذره بدون من؟
(خیلیییی
-ایششش
(خب قشنگ مامان من برم فعلا
-باشه عزیزم خدافظ
و قطع کرد
حسابی خوشحال بود
منم از خوشحالی اون خوشحال بودم.
.....
بفرمااااا
امروز کرم نریختم جای حساس تموم نکردم😂
#رمان #فیک #تقاطع_ممنوعه #رایا #کوک #The_Forbidden_Crossing
- ۱۷.۲k
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط